|
به نقل از سایت آوینی 1)توی آبادان، رفته بود جبهه ی فیاضیه، شده بود خمپاره انداز شهید شفیع زاده دیده بانی می کرد و گرا به ش می داد ، اوهم می زد. همان روزهایی که آبادان محاصره بود. روزی سه تا گلوله ی خمپاره ی صد وبیست هم بیش تر سهمیه نداشتند. این قدر می رفتند جلو تا مطمئن شوند گلوله ایشان به هدف می خورد. تعریف می کردند ، می گفتند« یک بار شفیع زاده با بی سیم گفته بوده یه هدف خوب دارم. گلوله بده .» آقا مهدی به گفته بوده « سه تامون رو زده یم. سهمیه ی امروزمون تمومه .»
2)ده تا کامیون می بردیم منطقه ؛ پر مهمات. رسیدیم بانه هوا تاریک تایک شده بود. تا خط هنوز راه بود. دیدیم اگر برویم ، خطرناک است . توی شهر در هر جای دولتی را که زدیم ، اجازه ندادند کامیون را توی حیاطشان بگذاریم . می گفتند « اینجا امنیت نداه ! » مانده بودیم چه کنیم . زنگ زدیم به آقا مهدی و موضوع را به ش گفتیم. گفت « قل هوالله بخونید و بیاین . منتظرتونم.» 3)به مان گفت « من تند تر می رم، شما پشت سرم بیاین .» تعجب کرده بودیم. سابقه نداشت بیش تر از صد کیلومتر سرعت بگیرد. غروب نشده ، رسیدیم گیلان غرب. جلوی مسجدی ایستاد. ماهم پشت سرش. نماز که خواندیم سریع آمدیم بیرون داشتیم تند تند پوتین هامان را می بستیم که زود راه بیفتیم . گفت « کجا با این عجله ؟ می خواستیم به نماز جماعت برسیم که رسیدیم.» 4)والفجر یک بود. با گردانمان نصفه شبی توی راه بودیم . مرتب بی سیم می زدیم به ش و ازش می پرسیدیم « چی کار کنیم؟» وسط راه یک نفربر دیدیم. درش باز بود. نزدیک تر که رفتیم، صدای آقا مهدی را از توش شنیدیم . با بی سیم حرف می زد. رسیده بودیم دم ماشین فرماندهی . رفتیم به ش سلام بکنیم . رنگ صورت مثل گچ سفید بود. چشم هایش هم کاسه ی خون . توی آن گرما یک پتو پیچیده بودبه خودش و مثل بید می لرزید. بد جوری سرما خورده بود. تا آمدیم حرفی بزنیم، راننده ش گفت « به خدا خودم رو کشتم که نیاد ؛ مگه قبول می کنه؟» برچسبها: شهید مهدی باکری, شهید, شهید باکری, مهدی باکری ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1390ساعت 15:56  توسط میلاد
|
منبع این مقاله: seratnews.ir به اميد ظهور امام زمان(عج) و پيروزي كامل حق بر باطل وقتي كه امام زمان(عج) شيعيان بحرين را نجات دادند اين روزها با بيداري اسلامي، شاهد تحولات گسترده اي در منطقه هستيم. اما بحرين حالت ويژه تري را به خود اختصاص داده و در كنار تمام صحنه هاي زيباي قرائت دعاي فرج امام زمان(عج) در ميدان لولو اين واقعه كه با عنوان قضيه انار در روضه هاي مرحوم كافي معروف است، حكايت از حضور يك ناصبي متعصب و دشمن اهل بيت پيامبر(ص) به عنوان وزير حاكم وقت بحرين دارد كه از هيچ دسيسه اي جهت ضربه زدن به شيعيان كوتاهي نمي نمود و در مهمترين دسيسه اش، اناري را خدمت حاكم ارائه مي كند كه با حك شدن برجسته مطالبي خلاف عقايد شيعيان بر روي آن و جلوه دادن آن به عنوان معجزه الهي و دليلي بر بطلان شيعيان، حاكم را قانع مي نمايد كه در صورت عدم پاسخ مناسب شيعيان در برابر اين واقعه يا شيعيان مطيع خواسته هاي آنها شده يا كشته شوند. ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه دوم اردیبهشت 1390ساعت 22:10  توسط میلاد
|
منبع این مقاله: rasekhoon.net خلق چيست ؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390ساعت 22:10  توسط میلاد
|
منبع این مقاله: shia-leaders.com در مباحث خداشناسى معمولاً اين سؤال از طرف افراد تازه كار مطرح مى شود كه مى گويند شما مى گوئيد هرچيزى خالق و آفريدگارى دارد پس بگوئيد آفريدگار خدا كيست؟ و عجب اينكه گاهى اين سؤالها در سخنان بعضى از فلاسفه غرب نيز مطرح شده كه نشان مى دهد تا چه حد در مباحث فلسفى پياده هستند و ابتدائى فكر مى كنند. «برتراندراسل» فيلسوف معروف انگليسى در كتابش «چرا مسيحى نيستم»؟ چنين مى گويد: «در جوانى به خداوند عقيده داشتم، و بهترين دليل بر آن را برهان علة العلل مى دانستم، و اينكه تمام آنچه را در جهان مى بينيم داراى علتى است، و اگر زنجير علتها را دنبال كنيم سرانجام به علت نخستين مى رسيم كه او را خدا مى ناميم. ولى بعداً به كلى از اين عقيده برگشتم زيرا فكر كردم اگر هر چيز بايد علت و آفريننده اى داشته باشد پس خدا بايد علت و آفريدگارى داشته باشد»!(1) ولى فكر نمى كنيم كسى كمترين آشنائى با مسائل فلسفى مربوط به مباحث خداشناسى و ماوراء طبيعت داشته باشد و در پاسخ اين سوال درماند. مطلب خيلى روشن است وقتى مى گوئيم هرچيزى خالق و آفريدگارى دارد منظور «هرچيز حادث و ممكن الوجود» است پس اين قاعده كلى فقط در اشيائى صادق است كه قبلا وجود نداشته و بعد حادث شده نه در مورد واجب الوجود كه از ازل بوده و تا ابد خواهد بود، يك وجود ابدى و ازلى نيازى به آفريننده ندارد تا بگوئيم آفريننده او كيست؟ او قائم به ذات خويش است او هرگز معدوم نبوده كه نياز به علت وجودى داشته باشد. ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 20:23  توسط میلاد
|
سوره النمل, آيات ۶۰ و ۶۱
[آيا آنچه شريك مىپندارند بهتر است] يا آن كس كه آسمانها و زمين را خلق كرد و براى شما آبى از آسمان فرود آورد پس به وسيله آن باغهاى بهجتانگيز رويانيديم كار شما نبود كه درختانش را برويانيد آيا معبودى با خداست [نه] بلكه آنان قومى منحرفند.
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم فروردین 1390ساعت 21:22  توسط میلاد
|
منبع این مقاله: mouood.org آيتالله شيخ محمّدتقي اصفهاني مشهور به آقا نجفي در يكصد سال پيش با تتبّع در روايات و احاديث اهلبيت(ع)، پنجاهوچهار وظيفة مؤمنان در زمان غيبت امام زمان(عج) را در دو جلد بيان ميكند. از زبان آيتالله آقا نجفي آيتالله شيخ محمّدتقي اصفهاني مشهور به آقا نجفي در يكصد سال پيش با تتبّع در روايات و احاديث اهلبيت(ع)، پنجاهوچهار وظيفة مؤمنان در زمان غيبت امام زمان(عج) را در دو جلد بيان ميكند. اكنون 25 وظيفة اوّل با اندكي تصرّف و تلخيص در پي ميآيد:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم فروردین 1390ساعت 19:43  توسط میلاد
|
منبع این مقاله: farsnevis.ir سوره الأنعام, آيات ۹۵-۹۹
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 21:9  توسط میلاد
|
منبع این مقاله: parsquran.com "بگو اى اهل كتاب در دين خود بناحق گزافهگويى نكنيد و از پى هوسهاى گروهى كه پيش از اين گمراه گشتند و بسيارى [از مردم] را گمراه كردند و [خود] از راه راست منحرف شدند نرويد" "اى اهل كتاب در دين خود غلو مكنيد و در باره خدا جز [سخن] درست مگوييد…" دو آیه بالا از آیات جالبی هستند که در زندگی روزمره ما با کمی توجه مصداقهای بسیاری پیدا می کنند. خیلی مواقع گزافه گوییهایی که در دین می شوند مثل معجزاتی که به آدمهای مختلف نسبت داده می شوند, بی ضرر به نظر می رسند و در نگاه اول بی تاثیر روی کل دین. ولی متاسفانه بعضی از این غلوها به قدری با مهارت طراحی شده اند که در دراز مدت روی اعتقادات خیلها تاثیر می گذارند. برای اینکه این موضوع کاملا آشکار شود, با چند مثال بحث را آغاز می کنیم.ش ابتدا به سه مثال بسیار ساده ولی معروف می پر دازیم که اثبات نادرستی آنها ساده می باشد:ش مثال اول, اعجاز در طبیعت ادعا: در مزرعه ای در آلمان, شاخه های درخت به صورت لا اله الا الله در آمده اند. خیلی از مردم آلمان با دیدن این منظره مسلمان شده اند.ش
واقعیت: دکتر الخودری یک هنرمند مسلمان است که در دانشگاه المنصوری مصر به طبابت هم مشغول است. این عکس یکی از کارهای هنری اوست. ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اسفند 1389ساعت 21:9  توسط میلاد
|
|